|
نگارش: رضا دولتيار باستانی
همان طوركه براي افزايش توانايي گوش كردن مهارت هاي خاصي وجود دارد، براي رشد ابراز
وجود نيز، روش هاي عملي متعددي ايجاد شده است. پژوهشها و آزمايش هايي كه از دهة
1960 ميلادي به بعد، بر چگونگي افزايش ابراز وجود متمركز شده است، از هر يک از دوره
هاي ديگر تاريخ بيشتر بوده است. امروزه اين موضوع بسيار مردم پسند نيز شده است.
بسياري از مؤسسه ها، كارگاههاي آموزشي مربوط به ابراز وجود را برگزاركرده اند، و
برخي از دانشكده هاگزارش مي دهندكه دوره هاي مربوط به ا ين حوزه، بيشترين ميزان ثبت
نام را به خود اختصاص داده است.
يكي از دلايل اصلي جاذبة آموزش ابراز وجود ثمربخشي آن است. به طور مثال، مطالعه اي
كه توسط دانشگاه ميسوري در زمينة ارزش برخي از برنامه هاي آموزش ابراز وجود يا جرأت
آموزي انجام گرفت نشان دادكه 85 درصد شركت كنندگان، در نتيجة آموزش ديدن در اين
حوزه تغييرات زيادي را در زندگي خود تجربه كرده اند. درصد مشابهي از شركت كنندگان
نيز در شش تا هشت ماه پس از اتمام آموزش اظهار داشته اندكه قادرند مهارت هاي ابراز
وجود خود را حفظ و يا افزايش دهند. واضح است كه تفاوت هاي كيفي مهمي ميان برنامه
هاي مختلف جرأت آموزي وجود دارد. اما يكي از دلايل اصلي محبوبيت آموزش ابراز وجود،
روش هاي صد درصد عملي آن است كه براي بيشترمردم، بلافاصله، قابل اجرا بوده و با
ميزان بالايي از موفقيت همراه است.
نياز به دفاع از حريم شخصي
هر فردي، حريم يا فضاي شخصي منحصر به فردي دارد - قلمرويي فيزيكي، روان شناختي، و
ارزشي، كه متعلق به خود اوست. اين حريم، از لحاظ اندازه و بسياري موارد ديگر، از
فردي به فرد ديگر تفاوت دارد. ما، در درون حريم زندگي، از حقوق فردي خويش بهره مند
مي شويم اما در بيرون از اين فضاي شخصي، در حوزه اي اشتراكي قرار ميگيريم كه در آن
بايد حقوق ديگران را نيز مورد توجه قرار دهيم و جايي است كه به انطباق پذيري نياز
داريم. گاه (يا شايد بيشتر اوقات)، فرد ديگر تبديل به مهاجمي مي شودكه به حقوق
قلمرو، يا مسائل خصوصي ما تجاوز ميكند.
درک مفهوم فضا يا حريم زندگي، آسان تر از توضيح آن است. با اين حال آسان ترين جنبة
قابل توضيح، قلمرو بودن آن است. "قلمرو"، شامل متعلقات يک فرد است- لباس ها، اسباب
و اثاثية خاص و مواردي از اين قبيل. اما به جز آن، حريم فيزيكي, يا قلمرو شخص شامل
حوزه اي فراتر از بدن نيز هست كه با مرزي غيرقابل مشاهده احاطه مي شود.
برخي از دانشمندان ادعا ميكنند نگراني هاي ما نسبت به قلمرو خويش، ژنتيکي، فطري و
زوال ناپذيراست. ديگران معتقدندكه حريم ا ز طريق فرهنگ تعيين مي شود و در معدودي از
جوامع، مسا يل مربوط به قلمرو وجود ندارد. گرچه در برخي از نكات ظريف اين نظريه ها
اختلاف به چشم مي خورد، اما عموم آنها بر اين عقيده اندكه احساس داشتن قلمرو، عامل
مهمي در زندگي معاصر است. به قول آلبرت شفلن و نورمن آشكرافت، در كتابي با عنوان
"قلمروهاي بشر چگونگي رفتار ما در فضا - زمان" ما انسان ها "به دور سطح وسيعي از
سياره زمين، بخشي از آبهاي آن و نيز سطح كره ماه حصار كشيده ايم.
همانگونه كه احترام به حريم شخصي يک فرد به معناي حفظ يک فاصله فضايي با اوست به
معناي حفظ فاصلة هيجاني مناسب نيز هست. افراد ديگر مي توانند از طريق خودداري در
اظهار نظرهاي تحقيرآميز مطرح نكردن سؤال هاي حاكي از دخالت و كنجكاوي، عدم ارائة
نصايح و توصيه هاي ناموجه، عدم تلاش براي دستكاري ما در جهت انجام خواسته هاي خود،
خسته نكردن ما با محبت هايشان و عدم تلاش براي غرق كردن هويت ما در هويت خويش و
موارد مشابه، از قلمرو رواني و هيجاني ما فاصله بگيرند.
احترام گذاردن ديگران به حريم شخصي ما، اين حق را به ما مي دهد كه براي خود ارزش
هايي داشته باشيم. اما مردم، اغلب ميكوشند كه ارزش هاي خود را به ما تحميل كنند.
معمولا، معلمان، ارزش هاي خود را به دانش آموزانشان، مربيان به بازيكنانشان
كارفرمايان به كارگرانشان، و همسران به همسرانشان تحميل ميكنند. براي بيشتر مردم،
بسيار دشوار است كه به ويژه در مسائل ارزشي، از تجاوز به حريم شخصي فرد ديگر اجتناب
كنند.
بدون شک، عوامل ديگري نيز در شكل گيري حريم شخصي نقش دارند، اما در حال حاضر، فكر
ميكنيم كه شما منظور ما را از اين واژه، تا حدي دريافته ايد. بگذاريد منظور خود را
در جمله اي خلاصه كنم: "احترام به حريم شخصي من، شامل احترام به قلمرو جسمي و
متعلقات من است و اينكه بگذاريد من، خودم باشم.
وقتي دو يا چند نفر، رابطة حياتي و زنده اي با يكديگر دارند، حريمي اجتماعي را به
وجود مي آورندكه فقط به خود آنان تعلق دارد. احترام مردم به حريم اجتماعي آنان از
طريق پاسخ هاي بسيار متنوعي صورت ميگيرد. آنان، به جاي حركت ميان زوج، دركنار آنان
حركت ميكنند و زماني كه راه ديگري نيست سعي ميكنندكه در هنگام عبور از بين زوج، با
سرعت و در حالي كه از برخورد به آنان اجتناب مي ورزند، حركت كنند. آنان، از قطع
صحبت زوج، در زماني كه تعامل آنان بسيار جدي و عميق است امتناع ميكنند و اگر
بخواهندكه به آنان بپيوندند، در صورت لزوم، اجازه ميگيرند.
اغلب، حفظ فاصلة عاطفي و ارزشي مناسب از فضاي اجتماعي ديگران دشوار است. وقتي كه
بچه ها رشدكرده و ازدواج ميكنند، والدين، مكررا به حريم اجتماعي زوج جوان تجاوز
ميكنند و به ازدواج نوپاي آنان ضربه مي زنند.
تأثيرگذاري
آموختن دفاع موفقيت آميز از حريم زندگي، اهميت بسياري دارد، اما افرادي كه تنها
همين شيوه را مورد استفاده قرار مي دهند، زندگي سرد، محدود و يأس آوري را تجربه
ميكنند. افراد جرأت مند، از آن نوع خطركردن شخصي لذت ميبرند كه سرآغاز روابط نيرو
بخش، مشاغل احترام برانگيز و فراغت هاي خلاق است و موجب صميميت و منزلت آنان
ميگردد. ما براي توصيف اين خطرپذيري روحي و غير پرخاشگرانه اي كه فرد را از درون
خود بيرون ميكشد، از واژه تأثيرگذاري استفاده ميكنيم. فرد تأثيرگذار، براي برقراري
روابط حياتي و پرشور به ديگران روي مي آورد. او بر مؤسسه ها و جامعة خود تأثير
ميگذارد و به هنگام تعقيب يک فعاليت بوم شناختي سالم از مواد خام طبيعت بهره
ميگيرد. اثرگذاري، راههاي سازنده ارضاء نيازها، كاربرد تواناييها، اثبات حقانيت، به
كارگيري خلاقيت و پرورش روابط مستحكم ميان افراد برابر و همسطح را براي فرد قادر به
ابراز وجود فراهم مي آورد. هريک از ما همان طوركه نيازي روان شناختي براي عاشق يا
معشوق بودن و درگير شدن در روابط معنادار و نيرومند داريم، داراي اين نياز نيز
هستيم كه خود را وقف هدفي متعالي و ارزشمندكنيم. همان طوركه جرج برنارد شاو ميگويد،
شادي واقعي زندگي در آن است كه : "در خدمت هدفي باشيم كه آن را بزرگ تلقي ميكنيم.
من، به تأثيرگذاري، به عنوان يک مسؤوليت و يا يک فرصت مي انديشم، زيرا ما در جامعه
اي زندگي ميكنيم كه همچون جوامع ديگر مملو از خلافكاري هاي اجتماعي و بي عدالتي هاي
جدي است. لذا، هرگاه كه ديگران، به دليل بي عدالتي هاي اجتماع ما در رنج باشند ما
نيز قطعا در آن درگير خواهيم شد. من نسبت به تلاش براي تأثير بر جامعه خود احساس
تعهد ميكنم، هرچندكه مي دانم ا ين نفوذ بسيار اندک خواهد بود.
رفتارهاي ابراز وجود
فرد جرأت مند از روش هاي ارتباطي استفاده ميكند كه او را قادر مي سازند حرمت نفس
خود را حفظ كند، خشنودي و ارضاي خواسته هاي خويش را دنبال كند و از حقوق و حريم
شخصي خود، "بدون سوء استفاده از ديگران و يا سلطه جوي بر آنان، دفاع كند. ابراز
وجود حقيقي، شيوه اي است از در جهان بودن، كه ارزش و شأن فردي شخص را تأييد ميكند و
در عين حال، ارزشمندي ديگران را نيز حفظ كرده و مورد تأييد قرار مي دهد.
شخص جرأت مند، از حقوق خويش دفاع ميكند و نيازها، ارزش ها، نگراني ها و عقايدش را
به شيوه اي مستقيم و مناسب ابراز ميكند. چنين فردي، در هنگام ارضاي نيازهاي خويش،
به خواسته هاي ديگران تعدي نميكند و حريم شخصي آنان را مورد تجاوز قرار نمي دهد.
گاه، مردم راجع به فردي خاص، ميگويند كه او خيلي با جرأت است. از نظر من، چنين امري
غيرممكن است. چنانچه رفتار ابراز وجود، اقدامي متناسب با موقعيت باشدكه حقوق ما و
ديگران را مورد توجه قرار دهد، چيزي به عنوان رفتار "خيلي جرأت آميز" وجود نخواهد
داشت.
فوايد ابراز وجود
يكي از چشمگيرترين مطالب مربوط به افراد باجرأت، آن است كه آنان خود را دوست دارند.
آنان، در مقايسه با افراد پرخاشگر يا سلطه پذير، از اين نظركه نسبت به خود احساس
خوب و مثبتي داشته باشند، در وضعيت بهتري قرار دارند. ابراز وجود تنها عامل ايجاد
احساس خود- ارزشمندي نيست، اما در ادعاي هربرت فنسترهايم واقعيتي بزرگ نهفته است كه
ميگويد: "ميزان ابراز وجود شما، سطح عزت نفس شما را تعيين خواهدكرد ".
دومين فايدهء ابراز وجود، ترويج روابط ارضاءكننده است. ابراز وجود، انرژي مثبت
بسياري را به سمت ديگران آزاد ميكند. فرد جرأت مند به دليل آنكه با دور كردن احساس
خجالت و اضطراب، اشتغال فكري كمتري دارد و احساس نياز به دفاع از خود ياكنترل نيز
او راكمتر برمي انگيزد قادر است كه به آساني ديگران را "ببيند، بشنود و به آنان عشق
بورزد ". ابراز وجود موجب مي شودكه با خود، راحت تر باشيد و به ديگران نيز امكان
دهيد با شما بودن را راحت تر بيابند. غني ترين و سالم ترين روابط صميمانه، ميان دو
فرد جرأت مند ديده مي شود. صميميت به عنوان "توانايي بيان مكرر عميق ترين آرزوها،
اميدها، ترس ها، اضطراب ها و احساس گناه ها به فردي با اهميت " توصيف مي شود. اين
نوع افشاسازي، رفتاري جرأت مندانه است. با جود اين، صميميت، بعد ديگري نيز دارد كه
اغلب فراموش مي شود. هوارد و شارلوت کلينبل، دركتاب "ازدواج صميمانة" خود اشاره
كرده اندكه صميميت بسته به "ميزان ارضاي نياز دو طرفه يا متقابل در درون يک رابطه
است" ارضاي نياز صحيح و دوسويه اي كه فقط ميان دو فرد قادر به ابراز وجود صورت
ميگيرد. عالي ترين ازدواج ها، دوستي ها، روابط والدين وكودكان، ثمره زندگي همراه با
ابراز وجود است.
همچنين، رفتار با ابراز وجود، به مقدار زيادي از ترس و اضطراب شخص ميكاهد. تحقيقات
انجام گرفته در اين زمينه به اثبات رسانده است كه يادگيري پاسخ هاي جرأت مندانه، به
طور قطع مي تواند اضطراب و تنشي را، كه پيش از آن در موقعيت هاي خاص تجربه مي شدند،
كاهش دهد. وقتي فرد جرأت مند، به شكلي فزاينده، درمي يابد كه مي تواند به ارضاي
نيازهاي خود نائل آمده و از خود دفاع كند، ديگر با تردي از آسيب ديدن و يا تحت
كنترل قرارگرفتن، به ديگران نزديک نمي شود.
يكي از بزرگترين مزاياي ابراز وجود آن است كه فرد به همان شكلي زندگي مي کندكه خود
دوست دارد. هنگامي كه به ديگران فرصت مي دهيد تا بدانندكه شما خواستار چه چيزي
هستيد و خود نيز براي دستيابي به حقوق و خواسته هايتان پافشاري ميكنيد، شانس و
امكان رسيدن به آنچه از زندگي مي خواهيد به مقدار زيادي افزايش مي يابد. ابراز
وجود، آنگونه كه ما مي گوييم، پيامد - محور است. مشاهدات و تجربيات شخصي ما موجب
شده است كه باوركنيم "اصرار بر ابراز وجود، بيش از رفتار سلطه پذير يا پرخاشگرانه،
امكان ارضاي نيازهاي فرد را فراهم مي آورد، البته، اوقاتي هم، وجود داردكه ابراز
وجود اثربخش به هدف مورد نظر منتهي نمي شود. اما ما معتقديم كه در بيشتر موارد،
ابراز وجود، مناسب ترين، مؤثرترين و سازنده ترين راه دفاع از حريم شخص و ارضاي
نيازهاي انسان است.
حتي در مواقعي كه ابراز وجود به نتايج مورد نظر نمي رسد، باز هم، راه بهتر برقراري
ارتباط محسوب مي شود. به گفتة جان راسكين "بهتر است انسان شكست شرافتمندانه را به
پيروزي نصفه- نيمه ترجيح دهد".
بهاي ابراز وجود
ابراز وجود داراي مزاياي متعددي است، اما بهايي داردكه افراد جرأت مند بايد آن را
بپردازند. اين بها شامل اختلال در زندگي شخصي، درد و رنج همراه با رويارويي صادقانه
و توجه آميز، و مبارزه شخصي و طاقت فرساي مربوط به تغيير رفتارهاي عادت شده خود فرد
(براي كساني كه بايد شيوه هاي زندگي سلطه پذير يا پرخاشگرانة خود را تغيير دهند)
ميباشد.
گرچه افراد سلطه پذير به شكلي دروني مايلندكه در مورد تعداد، گستره، و وقوع بدبياري
هاي احتمالي و نتايج منفي ناشي از ابراز وجود اغراق كنند اما احتمال داردكه در عمل
نيز چنين نتايجي به بار آيد. در قلمرو شغل، مواقعي بوده است كه افرادي كه به شكلي
سازنده و با جرأت ظاهر شده اند، كارشان به اخراج كشيده است. در موقعيت هاي جدي تر
نيز ممكن است زندگي فرد آشفته شده و يا حتي، همسرش براي طلاق و جدايي اقدام كند.
اما تصور ميكنم تأكيد براين حقيقت بسيار اهميت داشتة باشدكه چنين پيامدهاي ناگواري،
به ندرت، در نتيجه آموزش ابراز وجود اثربخش روي ميدهند. بلكه در اغلب مواقع، هنگامي
كه فرد در ابراز وجود مهارت مي يابد، روابط انساني او نيز بهبود يافته و در حرفة
خود موفقتر و تأثيرگذارتر مي شود. اما، حتي در بهترين نحوه اقدام به ابراز وجود نيز
همواره امكان وقوع قدري نا آرامي و اختلال وجود دارد. بهاي ديگر جرأت مندي، در اين
واقعيت نهفته است كه گاه، خود- بودن اصيل نيز مي تواند تجربه اي دردناک باشد. اصالت
در يک رابطه، ماية خوشحالي و صميميت است، اما به تضاد وكشمكش نيز مي تواند منجر
شود. جرأت مند بودن، مستلزم ميل به قبول خطر مشاجره است. ضمن آنكه همواره براي
ايجاد يک رابطه معنادار بين افراد برابر نيز وجود چنين تعارض هايي ضروري است. اساسا
ابراز وجود آسيب پذير بودن در روابط مهم را نيز در بر دارد. زيرا بدون اين آسيب
پذيري، شخص نمي تواند شادي ناشي از يک عشق پايدار را تجربه كند. (ممكن است كه فرد،
بدون اين آسيب پذيري نيز به تجربة دلباختگي نائل آيد، اما در اين صورت خرسندي ناشي
از يک رابطه عميق را تجربه نخواهدكرد.) با وجود اين، اگر ما شهامت آسيب پذيري را
داشته باشيم، ممكن است حتي از طرف دوستان مورد اعتماد خود نيز متحمل آسيب شويم.
آموزش ابراز وجود، اغلب، فرد را مجبور به ارزيابي مجدد ارزش هاي اساسي زندكي خود مي
سازد. افراد، خود را در حال تلاش براي درک جديدي از ارزش هاي متعارض و متضاد مي
بينند. اگر شخصي كه هميشه، موضع "صلح به هر قيمتي" را ارزشمند مي داند، دريابدكه
آموزش ابراز وجود چگونه اثرات منفي اين موضع گيري را براي طرفين نشان ميدهد، تكليف
دشوار شكل دهي مجدد به ارزش هايش را در پيش رو خواهد داشت. براي بسياري از مردم،
بررسي مجدد ارزشهايي كه ازكودكي حفظ شده اند كار هولناكي به نظر مي رسد.
شايد در اين ميان، سنگين ترين بها، آزمايش قدرت اراده اي باشد كه براي انصراف فرد
از اتكاي زياد به عادت هاي سلطه پذيري يا پرخاشگري، و پرورش راه هاي جديدتر و
كارآمدتر برقراري رابطه لازم است. بسياري از ما براي ترک عادت هاي بد تلاش كرده ايم
اما حتي زماني كه احساس ما از هويتمان با تغيير رفتاري كه در پي آن هستيم، هماهنگ
است و ارزش هايمان نيز نياز به تغيير را تأييد و تقويت ميكنند، باز هم تغيير عادت
هاي ديرينه بسيار دشوار است.
سهم عمده آموزش ابراز وجود آن است كه هريک از اين عوامل منفي را مورد توجه قرار مي
دهد. اين آموزش كمک ميكند كه افراد بياموزند پيامدهاي احتمالي ابراز وجود را به
شكلي واقعگرايانه تر ارزيابي كنند و برخي از موضع هاي ارزشي خود را از ديدگاهي
متفاوت و سودمندتر ببينند. آموزش ابراز وجود، با استفاده از نظريه هاي يادگيري و
منابع ديگر به افراد كمک خواهد كرد كه ياد بگيرند چگونه، همراه با پرورش راههاي
ارضاء كننده تر زندگي و برقراري رابطه بهتر، عادت هاي مختل خود را نابود سازند.
به خاطر خود تصميم بگيريد
يكي از هدف هاي عمده آموزش ابراز وجود، توانا ساختن افراد براي خدمت به زندگي خويش
است. جرات آموزي به آنان كمک ميكندكه از شر برخي عادت ها راحت شوند و رفتارهاي
كليشه اي يا وسواس هاي عملي خود را ترک گويند. ابراز وجود، در بهترين حالت، به
افرادكمک ميكند تا "قدرت انتخاب اعمال خود را" در خويش پرورش دهند.
برخي از افراد به دليل شرطي شدن هاي اوليه، به شكلي خودكار، رفتاري سلطه پذير
دارند. برخي ديگر، به شكلي عادت- وار، پرخاشگرند. اما بيشتر مردم، به نحوي قابل پيش
بيني و در برخي موقعيت هاي خاص سلطه پذير يا پرخاشگر مي شوند. هدف شايستة ابراز
وجود آن است كه افراد را به شكلي موثر، در انتخاب رفتارهايشان كمک كند، نه آنكه
آنان را مجبور سازد در هر موقعيتي به طور جرأت آميز رفتا ركنند.
هنري امرسون فوسد نوشته است : "سلطه پذيري بخشي اجتناب ناپذير از وجود ما است كه
خوب يا بد، بايد با آن بسازيم." در زندگي هر فرد اوقاتي وجود داردكه درآن رفتار
سلطه پذيري مناسب تر است و من معتقدم كه اين، در مورد پرخاشگري نيز صادق است.
لحظاتي وجود داردكه رفتار پرخاشگرانه، مناسب ترين پاسخ ممكن است و لذا هدف ما نيز
آن نيست كه از افراد، در هر حالت و به شكلي وسواس گونه، افرادي با جرأت بسازد.
گاهي اوقات، براي من عاقلانه تر است كه تسليم ديگران شوم. اما بعضي اوقات لازم است
كه با پرخاشگري از حقوق خود دفاع كنم. يک روز ممكن است تصميم بگيرم كه فقط كارهاي
خودم را انجام دهم. اما شايد روز ديگر نيازهاي خود را فرو بنشانم و تسليم مسائل و
خواسته هاي فرد ديگر شوم. اما به هر حال، با وجود آنكه ممكن است تصميم بگيرم در
برخي مواقع سلطه پذير و در مواقع ديگر پرخاشگر باشم، "قويا معتقدم كه در
بيشتراوقات، رفتارهايي كه در دامنة ابراز وجود پيوستار فوق قرار دارند مناسب ترين
رفتارها مي باشند." |